تبلیغات
Magic - نظر پدر انریکه و انا درباره ی رابطه ی این دو با هم

قالب وبلاگ

هاست لینوكس

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وب سایت و قالب وبلاگ

طراحی وب

شارژ ایرانسل

فال حافظ


یکشنبه 9 مهر 1391

نظر پدر انریکه و انا درباره ی رابطه ی این دو با هم

کلمات کلیدی : انریکه , انا , انریکه و انا , نظر پدر انریکه و انا درباره ی رابطه ی این دو با هم ,







گفتم شاید جالب باشه نظر پدر انریکه و انا رو درباره ی رابطه ی بچه هاشون بدونید…پدر انریکه خولیو ایگلسیاس و پدر انا سرگی کورنیکوا از بچه هاشون خیلی حرف زدن اما کم پیش اومده که درباره ی رابطه ی انریکه و انا نظر بدن…سرگی فقط تو یه مصاحبه روسی نظرشو درباره انریکه گفته و خولیو هم در مصاحبه ش با مجله به انا اشاره کرده که هر دو مصاحبه رو میزارم بخونید…همونطور که می دونیدخانواده ی انریکه با انا رابطه ی خوبی دارن و این یعنی شدیدا رابطه ی انریکه رو با انا تایید میکن…هر چند پدر انریکه زیاد تو زندگی شخصی پسرش سرک نمیکشه اما از مصاحبه ای که کرده معلومه از رابطه ی چندین ساله ی پسرش راضیه..مصاحبه رو میتونید تو ادامه مطلب بخونید.



……………………………………

مرد:اقای خولیو.شایعه شده بود که قراره تو یکی از اجراهاتون در تور با پسرتون انریکه یکی از اهنگاتونو بخونید..ایا واقعیت داشت؟

خولیو:نه والا….چون پسر من چشمشو فقط یه دختره ی مو بلوند چشم ابی گرفته…هیچی نمیبینه جز یه دختر مو بلوند چش رنگی

مرد:هه منطورت از مو بلوند چش ابی انا کورنیکواست؟حالا که حرفشو کشیدی وسط نظرت درباره رابطه ی پسرت انریکه با انا چیه؟

خولیو:عاشق رابطه شونم…کلا بگم که پسرم یه مرد جوون و مستقله..اگه الان ببینیش می فهمی که چقد از در کنار انا بودن خوش بخته…مطمئنن اگه الان انریکه اینجا بود باز هم همین حرف منو تکرار میکرد…هه خدا میدونه شاید در اینده ای نزدیک نوه های روسی هم به جمع نوه هام اضافه شه..کی میدونه!

مرد:خبرنگارا نوشتن که شما یه خونه ی جدید تو میامی گرفتید…انریکه و انا تا حالا به خونتون سر نزدن؟

خولیو:راستش در حال حاظر فعلا تو میامی زندگی نمیکنم

مرد:مسکو رفتی تا حالا؟اونجا خونه نداری؟

خولیو:الان تو جزایر کاراییب اقامت دارم…واسه یه مدت اونجا زندگی میکنم…هنوزم انریکه و انا خونمو ندیدن

مرد:انریکه تا حالا از شیفتگی در عشق و رابطه اش با تو حرف زده؟

خولیو:نه راستش من در مورد این مسائل باش حرف نمیزنم…اون خودش مستقله می دونه داره چی میکنه و خیلی هم خوشحاله

مرد:تا حالا تنیس بازی کردی؟

خولیو:نه خدا نکنه….همین که انریکه با دوس دخترش تنیس میزنه کافیه

…………………………………………………………………………………………………………………………………………………………………….

سرگی کورنیکوا پدر انا به اندازه ی خولیو ازین رابطه راضی نبود اما خب به مرور زمان باید قبول میکرد…علت مخالفتش اینه که سرگی یه مرد سنتی و پدر سختگیر روسی هستش که عقاید خاص خودشو داره…همونطور که می دونید انا مدتی با یه پسر روسی به اسم سرگی فدرو دوس بود…خانواده ی انا ازینکه انا با یه پسر معروف روسی دوسته واقعا خوشحال بودن و کلی عکس دست جمعی با هم دارن…اما همینکه انا با انریکه دوست شد مخالفت های خانواده ی انا شروع شد…دیگه مثل قبل تحویلش نمیگرفتن..مخصوصا پدرش…دیگه به بازی های انا نمی اومدن و حتی پدرش که مربیش بود از تمرین دادن انا انصراف داد و انا مجبور شد یه مربی واسه تمریناش بگیره..انا درگیری های زیادی با پدرش سر رابطه با انریکه داشت اما خب بعد از چند سال پدر انا کم کم نرم شد و برای اولین بار تو یه مصاحبه روسی درباره رابطه دخترش با انریکه حرف زد که زیر می خونید:

………………………………


…………………………………

مرد:به نظر میاد که دیگه مخالف رابطه ی دخترتون با انریکه نیستید…نمی خوایید رسما انریکه رو با دخترتون ملاقات کنید و یه گپی داشته باشید؟

سرگی:اگه انریکه و انا راضی به ملاقات باشن من حرفی ندارم.اگه اقای انریکه ایگلسیاس بخواد منو ببینه می دونه کجا باید منو پیدا کنه…خوبه که درس درمون با هم حرف بزنیم و بیشتر اشنا شیم…واسه این کار هم لازم نیس برنامه ی یه سفر طولانی رو بچینه و برنامه های خودشو کنسل کنه تا منو ببینه..من تو میامی زندگ میکنم و اونم ساکن همونجاست..می تونه بیاد همونجا منو ببینه…دخترم دیگه مرد زندگیشو انتخاب کرده و هر دوشونم تا حالا به خونمون سر زدن…نه اینکه هیچ وقت نیومدن.

مرد:اما تا حالا با پدر انریکه اقای خولیو ملاقات نداشتید؟

سرگی:مگه انا قراره با پدر انریکه ازدواج کنه؟مگه انریکه پیش پدرش زندگی میکنه؟انریکه می تونه هر کسی رو واسه شریک زندگیش انتخاب کنه اما این به این معنی نیس که پدرهای دو طرف بخوان با هم ملاقات کنن…من باید انریکه رو بشناسم نه کسی دیگه رو.می دونی چیه؟بچه های امروزی زود عاشق میشن و این طبیعیه…ما پدرا نباید این پچه ها رو که دیگه بالغ شدن مجبور به انجام کاری کنیم…یا بخواییم کنترلشون کنیم

مرد:ممکنه یه عروسی در پیش باشه؟

سرگی:چرا که نه!هر چیزی امکان داره..اما نمی دونم چرا انریکه الان در حال حاظر فک میکنه که واسه پدر شدن یا شوهر شدن خیلی جوونه و امادگی نداره…اینو تو یکی از این مصاحبه های اخیرش خوندم

مرد:خب شما که والدین انا هستید انریکه رو دوس دارید؟

سرگی:ببین من به انتخاب دخترم احترام میزارم..من که قرار نیست زیر یه سقف با انریکه زندگی کنم که دوسش داشته باشم…ارزوی من خوشبختیه و خوشحالیه اناست و این ارزوم به واقعیت تبدیل شده چون دخترم الان خوش بخته


منبع:Enrique4You